علل و عوامل پذیرش قطعنامه 598

 

                                                  قسمت اول

                        قطعنامه 598 چگونه تصویب شد ؟


اشاره
      موضوع پذیرش قطعنامه 598 در طول سالیان گذشته همواره یکی از مباحث زنده تاریخ جنگ تحمیلی و دفاع مقدس است. در این عرصه، تاکنون پژوهشگران بسیاری به بحث نشسته اند و نویسندگان مختلفی، زوایا و ابعاد پذیرش قطعنامه 598 را تحلیل کرده اند، اما آنچه که مسلم است این موضوع همچنان یک مبحث زنده به شمار می رود و ناگفته های فراوانی در دل خود دارد. برخی از مهم ترین ابعاد پذیرش قطعنامه همچنان منتشر نشده است و طبعاً نمی توان درباره آن ابعاد، تحلیل مستندی را ارائه کرد؛ مانند خاطرات رهبر معظم انقلاب اسلامی از روند پذیرش قطعنامه 598 و زمینه های آن، اعضای شورای امنیت ملی و سایر دست اندرکاران امور دفاع مقدس در آن سالها با این حال، کوشش های محققان توانسته است به قدر مقدور به روایت ناگفته ها و تبیین زمینه های این تصمیم تاریخی بپردازد. پژوهش حاضر که از امروز به مناسبت «هفته دفاع مقدس» در صفحه پاورقی روزنامه کیهان منتشر می گردد، یکی از آثار محققانه در این حوزه است که مطالعه آن را به خوانندگان ارجمند توصیه می کنیم.
«دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان» بر خود فرض می دارد تا از پژوهشگر ارجمند آقای کامران غضنفری به سبب نگارش این رساله پژوهشی- تاریخی سپاسگزاری کند و آماده دریافت و نشر دیدگاه های صاحبنظران در حوزه تاریخ انقلاب و دفاع مقدس اسلامی است.
دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان
مقدمه :
هنگامی که صدام حسین در سال 1359 با تشویق و تحریک آمریکا ، تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران را آغاز کرد ، تصور می کرد که در ظرف یک هفته به عمر نظام جمهوری اسلامی خاتمه داده ، این کشور را متصرف خواهد شد . اما از آنجا که در محاسبات خود ، جایی برای ایمان و اعتقادات مردم این سرزمین و رهبری الهی امام خمینی (ره) باز نکرده بود ، ناباورانه با مقاومت سرسختانه مردان و زنان و پیر و جوان این کشور روبه رو شد و علی رغم هشت سال شرارت و جنایت و بهره مندی از انواع و اقسام حمایت ها و پشتیبانی های مالی ، نظامی ، اطلاعاتی ، اقتصادی و سیاسی آمریکا و پیمان ناتو و پیمان ورشو و همه مرتجعین منطقه ، نتوانست به اهداف شیطانی خود نائل گردد . در مقابل ، رزمندگان دلاور ایران اسلامی چنان عرصه را بر متجاوزین تنگ کردند که رژیم بعثی عراق در آستانه سقوط قرار گرفته بود . اما در سال پایانی جنگ ، صحنه به تدریج تغییر یافت و اوضاع چنان شد که بالاخره امام خمینی (ره) مجبور به پذیرش قطعنامه 598 و تن دادن به آتش بس تحمیلی گردید . این همان ماجرائی بود که امام خمینی از آن به سرکشیدن جام زهر تعبیر کرد .
اما چرا وضع به آنجا رسید ؟ چه افراد و جریان هایی در این ماجرا دخیل بوده ، امام خمینی (ره) را مجبور به سرکشیدن جام زهر کردند ؟ در این کتاب تلاش داریم تا پاسخ این سؤالات را بیابیم
قطعنامه 598 و علل تصویب آن در شورای امنیت سازمان ملل
در تاریخ 27 تیر ماه 1367 ، جمهوری اسلامی ایران قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفت . اما به راستی چرا این قطعنامه تصویب شد ؟ محتوای آن چه بود و آیا با منافع و اهداف جمهوری اسلامی ایران انطباق داشت ؟
سردار احمد سوداگر ( از فرماندهان دفاع مقدس ) در این رابطه می نویسد :
«در اواخر سال 65 و اوایل سال 66 ، چندین عملیات کوچک و بزرگ من جمله کربلای 4 ، 5 ، 10 و نصر 4 توسط نیروهای ایرانی طراحی و اجرا گردید . در عملیات کربلای 5 شدیدترین درگیری های طول جنگ در پشت دروازه های شهر بصره و تهدید بصره توسط ایران به وقوع پیوست . در این دوران ، موازنه قدرت به نفع ایران بود لذا از اسفند 65 یعنی پس از عملیات کربلای 5 ، تلاشی جهانی برای تهیه و تنظیم قطعنامه موسوم به 598 آغاز شد و در پایان تیر ماه 66 به تصویب شورای امنیت سازمان ملل رسید . هم زمان ، تلاش آمریکا برای افزایش تحریم اقتصادی و تسلیحاتی ایران نیز شدت گرفت . در این قطعنامه ، تصمیم به خاتمه دادن به منازعه ایران و عراق گرفته شد و آتش بس فوری و عقب نشینی به مرزهای بین المللی و اعزام تیم نظارت به مرزهای دو کشور مورد تأکید قرار گرفت ... اما ایران به دلیل برخی از ملاحظات سیاسی و نظامی ، ابتدا از پذیرش آن خودداری کرد و پیش شرط هایی را برای پذیرش آن عنوان کرد . »1
سردار علایی نیز در این مورد می گوید :
« زمانی که قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد ، ایران در اوج قدرت نظامی و پیروزی های متعدد بود . در این زمان مناطق فاو ، شلمچه ، حاج عمران و بسیاری از جبهه های غرب کشور در دست قوای ایران بود و طبیعتاً ایران در چنین شرایطی به دنبال آن بود که رژیم صدام حسین را وادار به تسلیم در برابر خواسته های خود نماید و فشار بر صدام را تا جایی ادامه دهد که آن رژیم اعلام کند معاهده 1975 را که از چند روز قبل از شروع جنگ ، آن را بی اعتبار اعلام کرده بود پذیرفته و معتبر اعلام کند . هم چنین مجامع بین المللی و کشورهای حامی صدام بپذیرند که رژیم عراق متجاوز و آغازگر جنگ بوده و هم چنین برای دریافت خسارات جنگ هم چارچوب و روشی تعیین شود . در چنین شرایطی ، قطعنامه تصویب شده 598 تا حدود زیادی به نفع دولت عراق بود . در بند اول قطعنامه آمده بود که ابتدا آتش بس برقرار و قوای نظامی طرفین به مرزهای کشور خود بازگردند . در بندهای بعدی نیز سایر موضوعات از جمله آزادی اسرا و حل و فصل اختلافات [ البته بدون ارائه هیچ راهکار مشخصی] پیش بینی شده بود . بنا بر این طبق شرایط موجود در قطعنامه ، همه چیز به نفع عراق تمام می شد بدون این که ایران امتیازی گرفته باشد .» 2
سردار احمد سوداگر نیز در مقاله دیگری می نویسد : «با نگاهی به 10 قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد و بررسی حوادث قبل و بعد از صدور این قطعنامه ها مشخص می شود که در هیچ کدام از این قطعنامه ها تمامی شرایط مدون صدور قطعنامه توسط این شورا لحاظ نشده و تمهیدات لازم برای اجرای کامل آنها اندیشیده نشده بود . از طرفی با توجه به شرایط زمانی صدور این قطعنامه ها ، همگی آنان در زمانی صادر می شد که ایران در عرصه نبرد پیشرفت هایی به دست می آورد یا موازنه به نفع ایران رقم می خورد . بنا بر این صدور این قطعنامه ها در آن زمان ها نه تنها کمکی به ایران و خاتمه جنگ نمی کرد ، بلکه در جهت تضعیف طرف مظلوم جنگ و محدود کردن اقدامات دفاعی آن و حمایت و پشتیبانی تلویحی از متجاوز بوده است ».3
در آن زمان آمریکا تلاش می کرد که قطعنامه مذکور به گونه ای تنظیم شود که تحریم هایی را برای هر کدام از طرفین جنگ که با آتش بس موافقت نکند ، در نظر گیرد .اما با توجه به جمله بندی قطعنامه می توان گفت هدف اصلی در این میان ، ایران بوده است .4
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. احمد سوداگر . « 10 قطعنامه برای 8 سال دفاع» . روزنامه ایران . ویژه نامه سالروز پذیرش قطعنامه 598 ، 27 تیر 1389 ص 21
2. حسین علایی. « ناکارآمدی شورای امنیت موجب طولانی شدن جنگ شد ». هفته نامه مثلث . 4 مهر 1389 . ص 32
3. احمد سوداگر. « 10 قطعنامه تا 598 » . هفته نامه مثلث . 20 تیر 1389 . ص 39
4. سید اصغر کیوان حسینی. « سیاست خارجی آمریکا در مورد جنگ تحمیلی ». فصلنامه سیاست دفاعی . تابستان 1376 ص 123

 

                                                  قسمت دوم

                                       خیانت دیپلمات های نفوذی


    آنتونی فرانسیس بویل استاد رشته حقوق بین الملل دردانشگاه ایلی نویزآمریکا نیز در این رابطه می گوید :«بجای این که از سوی شورای امنیت برای تأمین شرایط مشروع و منطبق با حقوق بین الملل ، اقدامی صورد گیرد ؛ قطعنامه 598 از ایران خواست که ابتدا ایران از همه قسمت های خاک عراق عقب نشینی کند . لجاجت دولت ایالات متحده به این امر منجر شد که شرایط قطعنامه 598 بر طرفی تحمیل شود که آشکارا آغازگر جنگ نبود و احتمالاً قطعنامه برای مجبور کردن ایران طراحی شده بود تا به عنوان زمینه ای برای اعمال مجازات های شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه ایران استفاده شود تا مانع شکست عراق گردد.»5
حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در مصاحبه ای در اواخر سال 1381 ، پیش از حمله آمریکا به عراق ، اظهار می دارد :«مسائل ما با عراق حل نشده است . مسائل کویت هم با عراق حل نشده است . در کویت ، آمریکایی ها به زور وارد شدند و کارها را در دست گرفتند و یک مقدار نفت می فروشند و برای آنها پول برمی دارند . برای ما کسی این کارها را نمی کند یعنی در سیستم قطعنامه هم این دیده نشده بود که این گونه عمل کنیم . این را رها کرده بودند و به عنوان یک استخوان لای زخم گذاشته بودند که می دانستند به جایی نمی رسد. عراقی ها هنوز فکر می کنند که نباید به ما خسارت بدهند .» 6
حال باید دید که دستگاه دیپلماتیک ما در آن مقطع چه می کرده و نمایندگی ما در سازمان ملل چه عکس العملی در مورد این قطعنامه داشته است . یکی از دیپلماتهای با سابقه وزارت خارجه می گوید : «حرکت باند نیویورکی ها از مقطع صدور قطعنامه 598 آغاز شد . تعدادی از اعضای هیئت دیپلماتیک کشور در نیویورک در سال 1366 در حین مذاکرات مربوط به قطعنامه 598 کوشیدند تا با از کار انداختن حسگرها و منابع ورودی وزارت امور خارجه ، اجماعی جهانی علیه ایران به وجود آید ... از همان ایام که متوجه این موضوع شدم ، به صورت پی در پی برای تهران تلکس می فرستادم تا شاید کوچک ترین تحریکی در این بین صورت گیرد ؛ اما مسئولین وقت به هیچ وجه حاضر به شنیدن مطالب نشدند ... در واقع ، بخش بین الملل وزارت امور خارجه گویا به این امر حساسیتی نداشت . این بخش به صورت مستقیم با سازمان های بین المللی در ارتباط بود و افراد اصلی تشکیل دهنده این بخش ، بعدها به باند نیویورکی ها معروف شدند .» 7
دیپلمات یاد شده می افزاید : «مدیر وقت امور بین الملل وزارت خارجه ، محمد جعفر محلاتی بود که چند سال پیش به آمریکا پناهنده شد و هم اکنون جزو مشاوران دستگاه سیاست خارجی آمریکا در امور خاورمیانه و ایران به حساب می آید . وی مدتی نیز نماینده ایران در سازمان ملل متحد بود و در مذاکرات حساس قطعنامه 598 به عنوان نماینده ایران [ و در واقع نماینده آمریکا ] حضور داشت« .8
محلاتی در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی ان.بی.سی آمریکا در تاریخ 20 مهر 1366 اظهار می دارد که قطعنامه 598 حاوی موادی منطقی است (!) و می تواند خواسته های قانونی ایران را پاسخگو باشد (!) 9
او پس از بازگشت به ایران در فرودگاه توسط دستگاه های امنیتی بازداشت شد، لکن مدتی پس از آزادی ، به آمریکا رفت ... وی در سال 2000 به موسسه خاورمیانه آمریکا رفت و هم زمان یک بنیاد فرهنگی به نام ILEX را به همراه یک زن آمریکائی تأسیس کرد تا از بودجه هایی که دولت آمریکا برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران اختصاص می دهد ، بتواند استفاده کند . در این بنیاد ، یکی دیگر از اعضای باند نیویورکی ها به نام فرهاد عطائی نیز با او همکاری می کند. عطائی قبلاً مدیر کل بخش روابط اقتصادی با آفریقا و آسیا در وزارت امور خارجه بود .10 این بدان معناست که متأسفانه دشمن توانسته بوده در حساس ترین بخش های وزارت امور خارجه نفوذ کند .
با توجه به موارد مذکور ، این سؤال پیش می آید که چرا ایران با قطعنامه ای که عمدتاً به نفع عراق و به ضرر جمهوری اسلامی ایران تنظیم شده بود ، موافقت کرد ؟ برای پاسخ به این سؤال ، ابتدا بیانیه امام خمینی (ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه را مرور می کنیم :
پیام امام خمینی (ره) در مورد پذیرش قطعنامه
امام خمینی در بخشی از پیام خود که خطاب به حجاج بیت الله الحرام صادر کردند ، می فرمایند : «اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود این است که من تا چند روز قبل ، معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم؛ ولی به واسطه حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامی کارشناسان سیاسی - نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم ، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم ». 11
در ادامه پیام ، عباراتی که امام به کار می برند ، حاکی از این است که ایشان علی رغم میل باطنی و تصمیم شخصی خود ، مجبور به پذیرش قطعنامه شده اند . ایشان می فرمایند: «خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده های معظم شهدا ؛ و بدا به حال من که هنوز مانده ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سرکشیده ام و در برابر عظمت و فداکاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می کنم... قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او ، این جرعه را نوشیدم ... شما می دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم ؛ اما تصمیم امروز ، فقط برای تشخیص مصلحت بود و تنها به امید رحمت و رضای او از هر آنچه گفتم گذشته و اگر آبرویی داشتم ، با خدا معامله کرده ام ...12 من باز می گویم که قبول این مسئله برای من از زهر کشنده تر است ؛ ولی راضی به رضای خدایم و برای رضایت او این جرعه را نوشیدم ... 13 کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم ؛ ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند ... آن چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست ، سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است ؛ که اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضاء
نمی کنیم ». 14
5. آنتونی فرانسیس بویل. « سیاست خارجی آمریکا در قبال جنگ ایران و عراق ». ترجمه حسین شریفی طرازکوهی . فصلنامه سیاست دفاعی . تابستان و پاییز 1375 . ص 125
6. محمود واعظی. « واکاوی رویکردها در حوزه سیاست خارجی ». فصلنامه راهبرد . بهار 1382 . ص 25
7. محمد رحمانی . « باند نیویورکی ها ؛ گزارشی از لابی آمریکا در وزارت خارجه ایران». ویژه نامه میوه ممنوعه . ضمیمه هفته نامه 9 دی . نهم مهر 1390 . ص 91
8. همان . ص 92
9. محمد درودیان. «روند پایان جنگ». تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، 1384 . ص 239
10. باند نیویورکی ها ؛ گزارشی از لابی آمریکا در وزارت خارجه ایران . پیشین ، ص 92
11. صحیفه امام . جلد 21 . ص 92
12. همان. ص 93 13. همان . ص 95 14. همان . ص 98

 

 

                                                    قسمت سوم

 

                      مخالفت مستمر امام با صلح تحمیلی


     نارضایتی و شدت ناراحتی امام ، از تک تک عبارات فوق به خوبی نمایان است . اما چرا کار به جایی رسید که امام خمینی مجبور به سرکشیدن جام زهر قبول قطعنامه شود ؟ و اصولاً چه کسانی این جام زهرآلود را به امام تحمیل کردند ؟ برای پاسخ این سؤالات ، ابتدا مروری می کنیم بر مواضع امام خمینی (ره) در طی جنگ تحمیلی .
مواضع و دیدگاه های
امام خمینی (ره) در باره جنگ
ایشان از همان سال های ابتدای شروع جنگ ، تأکید بر دفع تجاوز دشمن داشته ، خواهان در اولویت قرار دادن این مسئله توسط مردم و مسئولین شده و هرساله مجدداً آن را متذکر می شدند . به عنوان نمونه ، در پیام 22 بهمن 1361 می فرمایند : جنگ دفاعی در رأس امور است .15
ایشان در سخنرانی 21 خرداد 1362 نیز می فرمایند : «امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است . اگر یک روز غفلت کنیم حمله خواهند کرد بر ما و همه چیز ما را از بین خواهند برد ... اگر بعض از منحرفین و منافقین بین مردم بیفتند و بگویند که جنگ را تمام کنیم ، شما هم قبول کنید ، ... بدانید که اسلام در خطر کفر است . اگر چنانچه امروز ما یک کلمه عقب نشینی کنیم ، اگر ملت ما یک قدم سستی به خودش راه بدهد و عقب نشینی کند ، نوامیسش ، اموالش ، جانهای جوان هایش همه اش به باد خواهد رفت» . 16
در پیام 22 بهمن 1363 نیز
می فرمایند :« امروز جنگ اصلی ترین مسئله کشور است . ملت عزیز باید توجه داشته باشد که در کشوری زندگی می کند که بیش از چهار سال است که در جنگ بسر می برد ... امروز اسلام در مقابل تمامی کفر است و با کوچکترین درنگ در این امر حیاتی چنان ضربه ای خواهیم خورد که جبرانش به این زودی ها میسر نمی شود» . 17
امام خمینی در پیام 16 مرداد 1365 خطاب به زائران حج ابراهیمی نیز صلح با صدام را از بزرگترین گناهان و واضح ترین خیانت ها به مسلمین دانسته ، می فرمایند: «سازش و صلح تحمیلی بدتر از جنگ ، چه معنی دارد ؟ ... کیست که نداند صلح با این حزب ، به رسمیت شناختن حکومت بعث است که با قتل و جنایت بر یک کشور اسلامی حکومت می کند ؟ و کیست که نداند این امر از بزرگترین گناهان است و از واضح ترین خیانت ها به مسلمین است ؟» 18
ایشان در سالروز میلاد امام رضا (ع) در تاریخ 28 تیر 1365 نیز می فرمایند : «در جبهه ها هیچ نگذارید دشمن آرامش پیدا کند . اگر بگذارید آرامش پیدا کند ، می رود و تجهیز بیشتر می کند و شما را به زحمت می اندازد . باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید . الان در اضطراب هستند ؛ نگذارید که از اضطراب بیرون بیایند ».19
امام خمینی در سخنرانی دوم شهریور 1365 به مناسبت عید غدیر ، اشخاصی که به دنبال تحمیل صلح هستند را حیله گر و خائن نامیده ، اظهار می دارند : « قصه امام حسن (ع) و قضیه صلح ، آن هم صلح تحمیلی بود . برای این که امام حسن ، دوستان خودش ، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند ، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند ، صلح کرد . صلح تحمیلی بود . این صلحی هم که به ما می خواهند بگویند ، این است ... آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد و آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمومنین واقع شد ، هر دویش به دست اشخاص حیله گر درست شد . این ما را هدایت می کند به این که نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی» .20
امام خمینی در هشتم خرداد 1366 نیز چنین می فرمایند : «اینهایی که می گویند باید سازش کرد ، اینها می فهمند که ما اگر سازش کنیم ، له می شویم ؟ اینها راضی اند به این که سازش بشود ؟ ... الان که صدام رو به جهنم دارد می رود و انشاءالله خواهد رفت ، وقت این است که شما جدیت تان زیادتر بشود ؛ چه قوای مسلحه از هر صنف که هستند و چه ملت و چه این بسیج . اگر مهلت بهش بدهید - هر روزی که مهلت می دهید - او را تقویت می کنند و کار مشکل تر می شود . باید مهلت بهش نداد ، سستی نباید کرد ... امروز وقت این نیست که یک دسته ای یک طرفی را بگیرند و یک دسته ای طرفی دیگر را بگیرند . یک دسته ای نصیحت کنند ما را که شما باید صلح بکنید . این مال ضعفاست . این اشخاص ضعیفی که همیشه در دام آمریکا بوده اند یا امثال اینها ، از این مسائل می گویند» .21
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در این رابطه اظهار می دارد :«امام لحظه ای اجازه نمی داد در باره ختم جنگ بحث کنیم.» 22
امام خمینی در پیام به زائران
بیت الله الحرام در ششم مرداد سال 1366 می فرمایند : «من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام می کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دین ما بایستند ، ما در مقابل همه دنیای آنان خواهیم ایستاد و تا نابودی تمام آنان از پای نخواهیم نشست.»23
در فروردین ماه 1367 نیز امام در پیامی چنین می فرمایند : «امروز روز مقاومت است . چنان بر صدام و آمریکا و استکبار غرب سیلی زنید که برق آن چشمان استکبار شرق را کور کند . امروز ، روز درنگ نیست . امروز روز صیقل انسانیت انسان هاست ؛ روز جنگ است ؛ روز احقاق حق است و حق را باید گرفت و انتظار آن که جهانخواران ما را یاری کنند ، بی حاصل است« .24
حجت الاسلام دکتر محمد مهدی بهداروند نیز در این مورد اظهار می دارد : «امام خمینی (ره) ادامه جنگ تا پیروزی کامل بر دشمن را خواستار بودند و هیچ گاه به دنبال پذیرش صلح [تحمیلی] نبودند . چون ایشان این جنگ را به صحنه درگیری با نظام استکبار و منویات شوم سازمان ملل تبدیل کرده بودند ؛ لذا پذیرش قطعنامه را پذیرش خواسته های سازمانی می دانستند که در جهت اهداف استکباری حرکت می کند.» .25
آقای هاشمی رفسنجانی نیز در یادداشت روز 27 خرداد 1367 خود می نویسد : «عصر آقای خامنه ای آمدند و همراه ایشان و احمد آقا برای مذاکره در امر آینده جنگ خدمت امام رفتم . وضع جبهه ها ، نیروها ، امکانات کشور و وضع دشمن را برای امام تشریح کردیم و دو راه بسیج نیروها و امکانات برای جنگ ، یا پذیرش ختم جنگ را برای امام مطرح کردیم . ایشان راه اول را انتخاب کردند و برای صدور حکم واجب بودن رفتن به جبهه ها برای همه ، کاری که سال گذشته نشد و پیشنهاد شده بود ، اظهار آمادگی کردند» . 26
آقای محسن رضایی ( فرمانده وقت سپاه پاسداران ) نیز در این رابطه می گوید :«آقای هاشمی اواخر خرداد ماه 67 به کرمانشاه آمدند و گفتند که ما سران قوا خدمت امام رسیدیم و امام نظرات ما را برای پذیرش آتش بس نپذیرفت و گفت که باید به جنگ ادامه بدهید . ما گفتیم که پول نداریم ؛ امام گفتند از مردم مالیات بگیرید . گفتیم ارز نداریم ، گفتند که خودتان برای آن فکری بکنید . گفتیم مردم به جبهه نمی آیند ، گفتند که دستور جهاد خواهم داد.» 27
سردار علایی نیز همین واقعه را این گونه نقل می کند : «آقای هاشمی به فرمانده سپاه گفتند : به امام گفتم ارتش عراق در حال بازپس گیری بعضی مواضعی است که از او گرفته ایم و اگر این وضعیت ادامه پیدا کند ، ممکن است حتی ارتش عراق از مرزها عبور کند و بخش هایی از کشور را اشغال کند . امام فرمودند طرح تان چیست ؟ گفتیم جنگ را با پذیرش قطعنامه 598 تمام کنیم . امام فرمودند نه ، ما باید جنگ را ادامه دهیم» . 28
آقای هاشمی در یادداشت روز 4 تیر 1367 خود نیز چنین می نویسد : «در ساعت هفت صبح ، آقای محمد فروزنده ( رئیس ستاد کل سپاه ) اطلاع داد دشمن در طلائیه خط ارتش را شکسته و از پد خندق و پد شرقی جزیره [مجنون] از کمین عبور کرده و در خط درگیرند و تعدادی از مصدومان شیمیائی را به اهواز آورده اند . به خاطر ضعف ارتباط با جزیره ، اطلاعات کم است . برای اخذ آخرین نظریه به زیارت امام رفتم . گفتند مقاومت تا آخرین حد ... عصر با آقایان خامنه ای ، احمد آقا و موسوی اردبیلی به زیارت امام رفتیم . توضیحات لازم را در باره وضع جنگ و عواقب احتمالی ادامه جنگ دادیم . باز هم ایشان تأکید بر تداوم جنگ داشتند« .29
15. صحیفه امام . جلد 17 . ص 322 16. همان . ص 497
17. صحیفه امام . جلد 19 . ص 149 18. صحیفه امام . جلد 20 . ص 88
19. همان . ص 80 20. همان . ص 119 - 118
21. همان . ص 272 - 271 22. روند پایان جنگ . پیشین ، ص 28
23. صحیفه امام . جلد 20 . ص 325 هم چنین رک . به : سید علی بنی لوحی.« ایران و آمریکا ؛ امام خمینی (ره) و تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ». تهران: مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر ، 1378 . ص 244
24. همان . ص 194
25. محمد مهدی بهداروند . « قاب قطعنامه 598 و زبان تفسیر ما ». روزنامه ایران . ویژه نامه سالروز پذیرش قطعنامه 598 . 27 تیر 1389 . ص 25
26. اکبر هاشمی رفسنجانی . » پایان دفاع ، آغاز بازسازی ». تهران: دفتر نشر معارف انقلاب ، 1390 . ص 172
27. رضا خجسته رحیمی .« دلگیر شدم ». هفته نامه شهروند امروز . 6 مرداد 1387 . ص 85
28. حسین علایی .« نگاهی به روند پایان جنگ و پذیرش قطعنامه 598 ». روزنامه جمهوری اسلامی . 27 تیر 1390
29. پایان دفاع ، آغاز بازسازی . پیشین ، ص 187 - 185

 

                                               قسمت چهارم

 

          غفلت و تردید ، خیانت به اسلام و رسول الله است


     امام خمینی (ره) حتی دو هفته قبل از پذیرش قطعنامه نیزهرگونه تردید در ادامه جنگ را خیانت به اسلام رسول الله (ص) تعبیر کردند و قاطعانه خواستار ادامه مقاومت بودند. ایشان در پیام 13 تیر 1367
می فرمایند :
«باید نگذاریم که تلاش فرزندان انقلابی مان در جبهه ها از بین برود . برای برپائی احکام اسلام عزیز دست اتحاد به یکدیگر داده ، محکم و استوار تا پیروزی اسلام حرکت کنیم . مسئولین نظام باید تمامی همّ خود را در خدمت جنگ صرف کنند . این روزها باید تلاش کنیم تا تحولی عظیم در تمامی مسائلی که مربوط به جنگ است به وجود آوریم . باید همه برای جنگی تمام عیار علیه آمریکا و اذنابش به سوی جبهه رو کنیم . امروز تردید به هر شکلی خیانت به اسلام است . غفلت از مسائل جنگ ، خیانت به رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - است . اینجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه های نبرد، تقدیم
می نمایم».30
همان گونه که ملاحظه گردید ، امام خمینی (ره) تا چند روز پیش از پذیرش قطعنامه 598 نیز همچنان معتقد به ادامه جنگ بودند و این عقیده در ایشان هیچ گاه سست نشد .
مواضع رئیس جمهور وقت ( حضرت آیت الله خامنه ای )
در کنار مواضع امام خمینی (ره) ، بد نیست به برخی مواضع اعلام شده مقام معظم رهبری ( که در آن زمان در پست ریاست جمهوری قرار داشتند ) نیز اشاره کنیم . ایشان در تاریخ 20 خرداد 1361 در ملاقات با فرستاده ویژه امارات متحده عربی می فرمایند :
«اگر کسانی بخواهند صلح غیر عادلانه را به ما تحمیل کنند ، مورد قبول ما نخواهد بود . زیرا ما صلح تحمیلی را هم مثل جنگ تحمیلی ناگوار و غیر قابل تحمل می دانیم . اگر متجاوز مجازات نشود ، ریشه تجاوز در منطقه برچیده نخواهد شد». 31
ایشان هم چنین در تاریخ 30 شهریور 1365 در مصاحبه با واحد مرکزی خبر می فرمایند :
«جنگ ما از آغاز به صورت دفاع شروع شد و تا این ساعت هم در حال دفاع هستیم ؛ حتی ورود ما به خاک عراق ، در ادامه دفاع مقدس ماست».32
ودر ادامه این مصاحبه اظهار می دارند :
«امروز مسئله مهم و عمده ما ، مجازات متجاوز است و این با رفتن صدام و با مجازات شدن صدام حل می شود . لکن حقوق از دست رفته ملت ما چیزی است که بایستی ما روی آن تکیه کنیم. 33 ... در اوایل جنگ ، این هیئت های میانجی که وارد ایران می شدند ، به ما می گفتند که آتش بس را قبول کنید و بعد مذاکره کنید . ما می گفتیم الان عراق در خاک ماست ؛ حداقل بگویید عقب نشینی ، بعد در مورد آتش بس بحث کنیم ... صدام و رژیم عراق نیز دلش می خواست که ما آتش بس را قبول کنیم و بعد یک مذاکره طولانی و مفصلی در طول چند سال داشته باشیم و [مثلاً] 10 کیلومتر هم عقب بنشیند و یک امتیاز از ما بگیرند .34 ... در صورت صلح با صدام ، او با تبلیغات وسیع ، آن را پیروزی جدیدی برای خود تلقی داشته و خودش را آماده می کرد تا در یک فرصت دیگر و با یک بهانه مشابه وارد بشود . این شرط عقل نیست که ما امنیت کشورمان ، امنیت انقلابمان ، سلامت مردممان و سلامت مرزهایمان را رها کنیم و به دست سرنوشت بسپاریم . ما به عنوان دولت جمهوری اسلامی و به عنوان مسئولین کشور ، حق چنین کاری را نداریم». 35
حضرت آیت الله خامنه ای در مصاحبه با خبرنگار مجله آلمانی اشپیگل نیز در تاریخ 15 آبان 1365می فرمایند :
«اگر ما امروز به یک پایان ناعادلانه جنگ تن در دهیم ، انقلاب ما بی محتوا و بی مفهوم خواهد بود ؛ زیرا که انقلاب اساساً برای ایجاد عدل است». 36
ایشان در خطبه های نماز جمعه 23 آبان 1365 نیز در پاسخ به اظهارات ریگان ( رئیس جمهور آمریکا ) می فرمایند :
«شما خود با تحریک عراق و کمک به رژیم بعث ، این رژیم را به تجاوز به ایران ترغیب کردید . اما حالا که جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که حق خود را خواهد گرفت و متجاوز را عقب زده است ، شما مایلید ایران را به صلح و آتش بس راضی کنید . من در اینجا از طرف امام و شما امت حزب الله اعلام می کنم که این جنگ جز با پیروزی رزمندگان ما پایان نخواهد یافت». 37
حال با توجه به موارد فوق ، این سؤال مطرح می شود که پس پذیرش قطعنامه چه دلایلی داشت ؟
علل پذیرش قطعنامه از نظر آقای هاشمی رفسنجانی
آقای هاشمی رفسنجانی که در آن هنگام فرمانده جنگ و جانشین فرماندهی کل قوا بود ، در باره دلایل پذیرش قطعنامه چنین می گوید :
«دو سه عامل باعث شد که قطعنامه را بپذیریم . اولاً نیروهای ما انصافاً قدری خسته شده بودند . چند عملیات ناتمام انجام داده و به اهداف نرسیده بودند . حامیان صدام حسین هم او را به امکانات خطرناک مسلح کرده بودند ... چند عملیات موفق هم بعثی ها داشتند که بر اثر خستگی نیروهای ما و ابزار پیشرفته خودشان اتفاق افتاده بود ... آمریکا هم وارد جنگ شد . سکوهای نفتی ما را منهدم کرد ... هلی کوپترهای ما را زدند ، یکی از ناوچه های خوب ما و یک کشتی بزرگ قدیمی را دو نیم کردند . ایرباس مسافری ما را در آن مقطع سرنگون کردند . درست کارهای صدام را انجام می دادند . پس در جنگ ، با آمریکا مواجه شدیم . سیاست قطع منابع مالی را پیش می بردند و ما هم مصمم بودیم جلوی آنها را بگیریم . روز به روز مسئله داغ تر می شد . تا آن لحظه ، امام ، ما و رزمندگان آماده پذیرش آتش بس نبودیم« (!!) 38
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
30. صحیفه امام . جلد 21 . ص 69
هم چنین رک. به : حسن نوروزی .« پذیرش قطعنامه و آرمان جهانی انقلاب ». روزنامه ایران . ویژه نامه سالروز پذیرش قطعنامه 598 . 27 تیر 1389 . ص 33
31. محمد درودیان. علل تداوم جنگ . تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، 1383 . ص 198
32. مهدی انصاری و دیگران . « ماجرای مک فارلین ». تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، 1380 . ص 34
33. همان . ص 116
34. همان . ص 116
35. همان . ص 117
36. همان . ص 626
37. همان . ص 749
38. محمد حیدری . « یک سال جنگ ؛ پس از قطعنامه ». هفته نامه شهروند امروز . 6 مرداد 1387 . ص 92


 

                                                قسمت پنجم

 

                  تردید در ادامه جنگ پس از کربلای 5


       آقای هاشمی در جای دیگر اظهار می دارد :
«شرایط پیش آمده در ماههای اول سال 67 ، حضور نیروهای داوطلب در جبهه ها را کم کرده بود و در مذاکرات ستادی ، معمولاً فرماندهان از کمی نیرو ابراز ناراحتی می کردند و در مواردی ، با اعلان آماده بودن طرح عملیات ، به خاطر کمی نیرو اقدام به عملیات نمی کردند !» 39
آقای هاشمی در ملاقات 27 خرداد 67 با امام خمینی نیز به ایشان می گوید : مردم به جبهه نمی آیند !
امام خمینی (ره) نیز با اشاره به گزارش های مسئولین سیاسی می فرمایند : «مسئولین سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید ، شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است» .40
آقای هاشمی در جای دیگر دلایل پذیرش قطعنامه را به گونه دیگری روایت می کند :
«دولت میر حسین موسوی در آن مقطع اعلام کرد دیگر قادر به تدارک مالی نیست ؛ از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامه ای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست ... مجموعه این عوامل ما را به این نتیجه رساند که ادامه جنگ بیش از آن درست نیست». 41
ایشان در مصاحبه دیگری اظهار می دارد :« پس از فرماندهی من و تغییر و تحولات سیاسی منطقه و اوضاع اقتصادی ایران و وضعیت نفت و بالاتر از همه چراغ سبز قدرت های غربی به صدام برای ارتکاب هر نوع جنایت در ایران ، کم کم به این نتیجه رسیدیم که ادامه جنگ به صلاح نیست (!!)» 42
آقای هاشمی در یادداشت 23 تیر 67 خود نیز می نویسد : « قبلاً نخست وزیر و وزیر دارایی در گزارشی به خدمت امام گفته بودند که حتی در سطح هزینه های موجود هم ، کشور قدرت تأمین هزینه جنگ را ندارد و از خط قرمز اقتصادی هم فراتر رفته ایم .» 43
و بالاخره ایشان در مصاحبه ای در سال 1385 اظهار می دارد : «وضع اقتصادی ما بد شده بود و دنیا تصمیم گرفته بود بدون رعایت مقررات جنگ ، اجازه بدهد صدام هر کاری می خواهد انجام دهد ... ما نگذاشتیم این شرایط حاد به وجود بیاید و با پذیرش قطعنامه و تحمیل شرایط ، ما جنگ را به پایان رساندیم ».44
با توجه به موارد فوق ، علل پذیرش قطعنامه از دیدگاه آقای هاشمی رفسنجانی - که بعضاً توسط برخی افراد دیگر نیز عنوان می شود - را می توان به این صورت خلاصه کرد : خستگی و بی انگیزه شدن نیروهای رزمنده ، مسلح شدن صدام حسین به امکانات خطرناک ، ورود آمریکا به جنگ و حمله به کشتی های جنگی و سکوهای نفتی و هواپیمای مسافربری ما ، تحریم های اقتصادی ، عدم استقبال نیروهای مردمی از اعزام به جبهه ها ، اعلام عدم توان تأمین اقتصادی جنگ از سوی نخست وزیر و وزیر دارایی ، اعلام فرمانده سپاه مبنی بر نیاز به تعداد زیادی تانک و توپ و تسلیحات دیگر برای ادامه جنگ .45
طبق این دیدگاه ، پذیرش قطعنامه یا تقصیر مردم بوده که به جنگ نمی رفته اند ! یا تقصیر رزمنده ها بوده که خوب نمی جنگیده اند ! یا به خاطر شرارت های صدام حسین و آمریکا بوده ، یا به خاطر تسلیم و اعلام ناتوانی از ادامه جنگ توسط نخ

/ 0 نظر / 9 بازدید